تاریخ انتشار:۹ آذر ۱۳۹۷ در ۵:۰۳ ب.ظ
Print This Post

همه میدانند آقای فرهادی!

صادق فرامرزی

شما یک بیمار که تنها شش ماه دیگر زنده است را فرض کنید، اگر پیش یک پزشک ایرانی برود پزشک این خبر را به او نمیگوید، حتی ممکن است بگوید نشانه های مثبت پیدا کرده ولی سرانجام به یکی از نزدیکان او اطلاع میدهد که بیمارتان تنها شش ماه زنده می ماند و بگذارید این ماه های آخر راحت باشد، اما اگر این بیمار پیش یک پزشک سوئدی برود پزشک خیلی صریح به او میگوید شش ماه بیشتر زنده نیستی پس هرکاری که دوست داری در این شش ماه انجام بده، هر دو پزشک با یک تعهد اخلاقی تصمیم میگیرند که به بیمارشان حقیقت را بگویند یا نگویند، اما این اخلاق به نتایج متفاوتی منتهی میشود… اینها قریب به مضمون یکی از مصاحبه های چندسال پیش #اصغرفرهادی است،این پاراگراف به تنهایی مضمون عمده آثار فرهادی است: “نسبی بودن امر اخلاقی” و ناتوانی در رسیدن به یک استاندارد اخلاقی واحد، فرهادی حتی همان زمان هم که تم قضاوت را وارد سینمای ایران کرد به دنبال قاضی کردن مخاطب در مورد موقعیت های مختلفی بود که تعهدهای اخلاقی تضاد آفرین میشوند، فی المثل تعهد راضیه به حلال بودن پول مانع از آن میشود تا قسم دروغ بخورد و قسم نخوردن راضیه باعث انحلال بنیان یک خانواده میگردد… اخلاق نسبی است، همین!

فرهادی این نسبی بودن اخلاق را روی دست گرفت و همینطور فیلم های یک شکل با پایان های به اصطلاح باز ساخت تا اینکه پس از “گذشته” احساس کرد که دیگر مخاطب خوشش نمی آید، همه چیز تکراری شده و حتی مبتذل، تصمیم به چالشی کردن سوژه ها(همان ناموسی کردن خودمان) گرفت تا اگر حرف جدیدی ندارد حداقل دست خطش را عوض کند… “فروشنده” تا حدی افت فرهادی بود اما “همه میدانند” عین سقوط آزاد است، حتی آنها هم که به تشویق متعصبانه فرهادی عادت دارند اثر آخر او را پس زده و میزنند!

همه می دانند که عشقی قدیمی با ثمره ای نامشروع در دهکده کوچکی وجود داشته است، حتی آنها هم که نمی دانند با صدای ناقوس کلیسا مطلع میشوند تا دیانت با استانداردهای اخلاقی خود چیزی که همه میدانند را از یک راز مبدل به یک رسوایی میکند، با صدای ناقوس کلیسا همه میدانند گناه نخستینی بوده که تا ابد زجر و آلامش مرتکبان را آزار میدهد… با همه اینها “همه میدانند”حتی ضد یک قرائت اخلاقی و استانداردهای غیرتمندانه هم نیست، یک اثر بینهایت معمولی با کلیشه های تکرارشده ایست که صرفا رنگ و بوی عشق های مثلثی سریال ترکیه ای گرفته(و صدالبته قابلیت اکران ندارد)، یک حراج ناموسی با عینک دودی انسان دوستانه و پایان بازی که دیگر جذبت نمیکند، انگار #همه_میدانند که آقای کارگردان حرف جدیدی ندارد!


دیدگاه خود را بیان کنید :

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*
*