تاریخ انتشار:۳۰ مهر ۱۳۹۷ در ۲:۳۲ ب.ظ
Print This Post
نگاهی به فیلم مغزهای کوچک زنگ زده ساخته ی هومن سیدی

زیر سایه واقعی بودن

حسین ساعی منش

هومن سیدی به واسطه همان چهار فیلمی که تا قبل از «مغزهای کوچک زنگ زده» ساخته بود (مخصوصا اعترافات ذهن خطرناک من» و «خشم و هیاهو»)، می توانست یکی از مهم ترین سردمداران بی توجهی به مناسبات سینمای متداول در ایران باشد. از این جهت که فیلم هایش (به ویژه از نظر طراحی بصری) هیچ تلاشی نداشتند تا مثل آثار متعارف ایرانی «واقعی» به نظر برسند و آدم هایی را نشانمان بدهند که خیلی راحت آنها را دور و برمان پیدا می کنیم .

البته همین مسئله باعث می شد که این فیلم ها چندان مورد استقبال قرار نگیرند و بیشتر تحت عنوان هایی مثل «غریب» – و «نامأنوس» نادیده گرفته شوند، اما همین ویژگی که عده ای از مخاطبان را پس می زد، برای عده دیگری وجه تمایز بود و سیدی را به یکی از جذاب ترین فیلمسازان ایرانی تبدیل می کرد، به طوری که اثر جدیدش به عنوان فیلمی متفاوت با جریان فیلمسازی مرسوم و کنجکاوی برانگیز بود.

حالا آن اثر جدید تولید شده است و در حالی که انتظار داشتیم با همان فضاسازی شیک و خاص رو به رو شویم، با فیلمی مواجه شده ایم که ظاهرا تسلیم واقعیت شده و حتی کار به جایی رسیده که با «ابد و یک روز» هم مقایسه شده است. حالا مشخص است که هم در فیلمنامه و هم در کارگردانی این پیش فرض، تمام مدت مدنظر بوده که «مغزهای کوچک زنگ زده» قرار است فیلمی باشد که هرچند درباره آدم هایی است که کمتر دیده شده اند، اما واقعی اند و دارند در حاشیه همین شهر زندگی می کنند.

انگار اینکه «چنین آدم هایی واقعا همین بیخ گوشمان وجود دارند» همواره به عنوان جواب این سئوال حرص درآر و بی اساس که «کجا آدمها این شکلی اند؟» در تمام مراحل تولید فیلم در نظر گرفته شده است.

البته اینها به معنی ضعف فیلم جدید سیدی نیست. هنوز رد پای علایق ویژه و جذاب او در طراحی شخصیت های نامتعادل و روابط بین آنها در این فیلم هم دیده می شود و و حتی در بعضی ابعاد، پختگی بیشتری هم در نمایش آنها و فضاسازی پیرامونشان به چشم می خورد، اما انگار دارد از اینکه چنین اراذلی در حاشیه همین تهران خودمان هستند و واقعا چنین رفتارهای نامتعارفی ازشان سر می زند و سبک زندگیشان همین قدر ناآشناست، برای توجیه و کسب اعتبار برای همین علایقی که گفته شد و در فیلم های قبلی دیده شده بود، استفاده می کند.

اما این بار، مسئله این است که ظاهرا بی توجهی کامل و لذت بخش به مناسبات سینمای «واقعی» مخدوش شده و سایه این تصور بر سر فیلم سیدی سنگینی می کند که آدمهای فیلم باید مابه ازای واقعی هم داشته باشند. (مخصوصا با جواب هایی که در ایام جشنواره درباره پدر خوانده بودن شخصیت شکور مطرح شد)

این رویکرد اگر آگاهانه و برای گریز از ایرادهای تکراری قبلی صورت گرفته باشد، به نظر می رسد بی پروایی منحصر به فرد یکی از فیلمسازانی که سازمخالف می زده، به قیمت رضایت گسترده تر مخاطبان و جوایز بیشتر و مهم تر، تلطیف و محدود شده است.


دیدگاه خود را بیان کنید :

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*
*